داستان زندگی
۲۷ شهریور ۱۳۲۰ در تهران و در خانوادهای اهل فرهنگ به دنیا آمد. پدرش، حبیب یغمایی، شاعر، پژوهشگر و مدیر مجله «یغما» بود و ریشه خانوادگیشان به خور و بیابانک میرسید. رشد در چنین خانوادهای، از همان کودکی او را با ادبیات، فرهنگ و تاریخ ایران همراه کرد.
ورود به باستانشناسی
علاقهاش به گذشته او را به دانشکده باستانشناسی و هنر دانشگاه تهران رساند. از سال ۱۳۴۶ فعالیت حرفهای خود را آغاز کرد و نزدیک به شش دهه در محوطههای باستانی ایران به کاوش و پژوهش پرداخت.
مردِ میدانهای باستانشناسی
از شوش و شهر سوخته تا هفتتپه، مرودشت، کنگاور، قلایچی و کاخ بردکسیاه، رد پای او در بسیاری از محوطههای مهم باستانشناسی ایران دیده میشود. کاوشهای او در بردکسیاه و دیدگاهش درباره خاستگاه هخامنشیان، از بحثبرانگیزترین بخشهای کارنامه علمی او بود.
باستانشناسی که مینوشت
یغمایی یافتهها و تجربههایش را فقط در گزارشهای علمی نگه نداشت. کتابهایی مانند شوش؛ شهر پانزدهم، کاخ بردکسیاه، گیسوان هزارساله، کتیبه خون و وقتی که بچه بودم بخشی از میراث مکتوب او هستند.
فراتر از یک پژوهشگر
در سالهای پایانی زندگی، تصویری از او در ارجان منتشر شد؛ جایی که پس از سالها به محوطهای که زمانی در آن کاوش کرده بود بازگشت و با دیدن وضعیت تخریبشده آن، گریست. آن تصویر، چهره انسانی مردی را نشان داد که برایش میراث فرهنگی فقط موضوع یک پژوهش دانشگاهی نبود؛ بخشی از هویت و حافظه این سرزمین بود.
آخرین روزها
در تیرماه ۱۴۰۵ پس از ابتلا به عوارض سکته مغزی در بیمارستان بستری شد و در صبح ۲۸ تیر ۱۴۰۵، در ۸۵ سالگی، درگذشت.
گالری خاطرات
مروری بر زندگی استاد اسماعیل یغمایی
تعهد او به پاسداری از تاریخ
اشکهایی که برای حافظه یک سرزمین ریخته شد